شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
26
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
روز ، ماه به ماه به علما و صلحا و سادات و مشايخ و اصحاب حديث و حملهء قرآن و خداوندان فقه و ساير مستحقان از غريب و شهرى و متوطن و طارى « 1 » مىرسد ، چون ظلال جلال او بىپايان است و چون خصايل « 2 » كمال او فراوان . اين شاه را هرآنچه ز اقبال دست داد * كس را نداد دست ز شاهان روزگار خرابى ولايت را بىآنكه به مال ديوان تعرض رساند ، آبادان گرداند و زيانى كه رعيت را افتد ، به احسان « 3 » بىامتنان تلافى كند و چنان كه رسول عليه الصّلوة و السّلام طبيب امراض نفوس بود ، فرمود « 4 » كه تا به حكمت ، تبديل طباع ممكن گردد ، محتاج تهديد به ضرب و تخويف * 146 به تيغ نباشد ؛ كقوله تعالى : وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ * 147 . در هرحال تا مجال عفو و اغماض يابد ، در تنفيذ موبقات خشم ، عنان نفس اماره فرو نگذارد و در مراقبت جانب حق به ملائمه خلق و گفتگوى سپاه و لشكر بىالتفاتى ننمايد و رضاى الهى را بهسبب ناموس پادشاهى از دست ندهد و در اوايل حال ، نظر مبارك بر عواقب كار اندازد و در مبادى فكرت ، حساب خاتمت بردارد . عليم باعقاب الامور كانّه * بمختلسات « 5 » الظّنّ و الغيب قادر * 148 لاجرم دلها بر مهر و محبت او منطبقاند و زبانها به ثناء محمدت او منطلق « 6 » * 149 ، و خاص و عام در گلستان عدل او بلبلوار نواى دعاى خير مىسرايند و پير و جوان در دبستان انصاف او ، سوسنآسا اين ابيات كه از منشآت كاتب است ؛ تكرار « 7 » مىكنند ، لمولفه : « 8 » عدل ، برهان اتابك نصرة الدين احمد است * عقل ، ميزان اتابك نصرة الدين احمد است ملك هفت اقليم پيمودند مسّاحان « 9 » عقل * صحن ميدان اتابك نصرة الدين احمد است
--> ( 1 ) - ب : ظن مىبرند . ( 2 ) - ج : - چون . ( 3 ) - ب و ج : - به احسان . ( 4 ) - ب و ج : فرموده . ( 5 ) - ج : مختلبات . ( 6 ) - ب و ج : منطق . ( 7 ) - ب : تحرير . ج : تكرير . ( 8 ) - ج : - لمؤلفه . ( 9 ) - ب : سياحان .